امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 19 سال و 8 ماه و 13 روز سن داره

پسر سرما،امیرحسین جعفرزاده

خاطرات امیرحسین جعفرزاده

شکستن دست مامانی

قشنگم ماماني وقتي داشتند انگور ميكندند از روي چهارپايه سرشون گيج ميشه وپرت ميشوند روي زمين... دست راستشون ازناحيه ارنج شكست. چندروز درگير دكتر وعكس وعمل شديم. خداروشكر دستشون عمل شده وگچ گرفتند. براشون دعاكن عزيزدلم.
21 مرداد 1394

ثبت نام سينا دركلاس فوتبال

ورزشكارمامان سينا هم باشما دركلاسهاي فوتبال ثبت نام شد. شما دوتا پسرخاله كلي باهم كيف ميكنيد. بخصوص رفتن بعدازكلاس به استخر باعمو كاظم... امسال تابستون خيلي خوبي براي شما بود.
12 مرداد 1394

دايي علي وكادوي دوست داشتني

نازنين من دايي علي پنجشنبه وجمعه براي ديدن خاله نرگس وپيگيري درمانش به مشهد اومد. براي شماوسينا دوتا تانك آوورد كه ازطريق كنترل شما باهم ميجنگيدند... خلاصه حسابي شما وسينا كيف كرديد. دايي جون دستت درد نكنه. گرچه روزي كه اومدند خونه ما حسابي دايي رواذيت كردي ولي ميدونم كه خيلي دوستش داري.
12 مرداد 1394

آمدن خاله نرگس

عسل مامان خاله نرگس امسال عيدفطر باهمه اعضاي خانواده به ايران اومدند. البته ما مسافرت بوديم. بعدازبازگشت به مشهدبه ديدنشون رفتيم... شماكلي سوغاتي گرفتي وازحضورسينا وصدرا ذوق زده شدي... خداكنه تا آخرمسافرت همينجوري باشي.
12 مرداد 1394

مسافرت به بردر

پسر نازم ما درتعطيلات عيد فطر باعزيز جون وپدرجون .عمه ها وعموها رفتيم بردر... (روستاي زادگاه پدرجون) خيلي خوش گذشت. متاسفانه عكسها به مشكل خورده ... ولي دراولين فرصت آنها روميزارم.
9 مرداد 1394

کلاس فوتبال امیر

ورزشكارمن شما دركلاسهاي فوتبال پديده ثبت نام شدي . قرار شده سينا هم بعداز رسيدن به ايران باشما بياد... حسابي تواين گرماي ماه رمضون باكلاسهاي توبه دردسر افتاديم. موفق باشي
9 مرداد 1394

میلادامام حسن (ع)مبارک

قشنگم امسال تابستان قرارشده شما تنهايي خونه بموني... ازصبح تا ظهركه من وبابا ميام خونه مشغول تماشاي تلويزيون وبازي با كامپيوتر هستي. امان ازدست تو ما شب تولدامام حسن(ع)رفتيم حرم امام رضا(ع) براي همه دعا كرديم. ...
11 تير 1394

ماه رمضان ماه برکت

خدايا ازتوسپاسگذاريم كه امسال هم ماه مبارك رمضان تونستيم مهمان شما باشيم. روزه گرفتن درماه رمضان باگرماي زياد، سخت بودولي توان آنرابه ما دادي. پسرم شما چندروز روزه كله گنجشكي گرفتي... البته مدام شكايت ميكردي كه چرا اذان نمي گويند. امسال تابستان تپلي شدي. (چون توي خونه هستي وپاي تلويزيون چاشت .ميوه وتنقلات ميخوري) ...
11 تير 1394

باباجون تولدت مبارک

عزيزترينم امسال 23 خرداد باپيشنهاد شما باباجون روسوپرايز كرديم. تولد      تولد      تولدت مبارك مامان توي خونه كيك درست كرد. شما گل خريدي وكادو ست كيف وكمربند براي باباگرفتيم. خلاصه با اينكه بابادير اومد ولي شب خاطره انگيزي شد... به شماكه خيلي خوش گذشت. باباجون امير پايدارباشي.   ...
27 خرداد 1394

ازبین297 نفرشمانفر27شدی

جيگرمامان توهميشه برنده اي... ضمن تشكر ازهمه دوستان وعزيزاني كه به پسرم راي دادند . شما دربين 297 نفر رتبه27 روبدست آووردي. گرچه اين از برتربودن شماكم نميكنه ولي كمي دلخور شدي. قرارشده ديگه تواينجور مسابقات شركت نكنيم. توقهرمان ماماني ...
24 خرداد 1394