امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه 11 سال و 11 ماه و 8 روز سن دارد

امیر ، پسر سرما

افتادن اولین دندون پسرم

امیر بی دندون افتادتوقندون....                  عزیزم دندون شمادرروزهای اول مسافرت لق شد وامروز 4شنبه 16 اسفند اولین دندونت افتاد... اول ترسیدی... اما بعدش گوشی روبرداشتی وبه مامانی وخاله خبر دادی... تا شب هم هزارتا نقشه ریختی... قراره بخاطر افتادن دندونت  مهمونی بگیری...(نمیدونم کی قراره خرج کنه...) خلاصه تاشب دندون روباخودت راه بردی. شب هم گذاشتی تویه تراش تا فرشته مهربون برات جایزه بیاره... (فرشته مهربون هم که من باشم به باباجون زنگ زدم تا برات جایزه بگیره)  خلاصه صبح که پاشدی کلی ذوق کردی ...              ...
17 اسفند 1391

مسافرت به بندرعباس

مابا عزیزجون وپدرجون رفتیم بندرعباس... اونجا مزاحم دختردایی بابا(فهیمه خانم)وعموامیر شدیم... دخترگلشون حسابی باشمادوست شده بود وهرجامیرفتی چسبیده به شمابود... ما2روزی هم قشم ودرگهان بودیم. متاسفانه بخاطر خرابی ماشین بابا خیلی اذیت شدیم. ولی تغییر آب وهوایی خوبی بود. ...
15 اسفند 1391

عروسی خاله فاطمه

نفس من   شماکوچکترکه بودی به خاله فاطمه میگفتی عروس خانم... عروس خانمت بالاخره بله گفت وشدعروس واقعی.خاله نرگس باسینا برای نامزدی فاطمه اومدند ولی صدراوعموکاظم نتونستند بیان... خاله11تیرماه1391 روزولادت حضرت علی اکبردرحرم امام رضا(ع)به عقدعمو رضوان دراومدندوجشن نامزدیشون روز ولادت حضرت مهدی(ع) برگزار شد. وقتی خاله جون باعمورضوان ازدواج کردند کلی بهونه میگرفتی واصلا باعمو حرف نمیزدی ولی بعدچندروز کلی باعمو رفیق شدی. دعاکن همه دختروپسرها خوشبخت بشن. خاله جون ،عمورضوان مبارک باشه. ...
8 اسفند 1391

تولد امیر حسین جون

                                               عشق من                    تولدت مبارک        پسرقشنگم بزرگ شدنت مبارک.... مابجای 21 بهمن .هجدهم برای شماتولد گرفتیم وچون روز بعد عازم مسافرت شدیم به خاله فایزه سفارش کردم عکسهاتو بزاره ... الان کمی سرم خلوت شده واومدم تابرات ازتولدت بگم... ...
8 اسفند 1391
1