امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 19 سال و 8 ماه و 14 روز سن داره

پسر سرما،امیرحسین جعفرزاده

خاطرات امیرحسین جعفرزاده

عیدفطرمبارک

عیدفطر برهمه نی نی وبلاگیها مبارک امسال ماه رمضون ما درگیر پیداکردن خونه وجابجایی بودیم. به شما خیلی سخت گذشت. صبحها حاضر نشدی بری مهد (میگی بزرگ شدی) برای همین خونه تنها میمونی وصبحونه نمیخوری(گرچه مامان برات آماده میکنه) ناهار هم به ندرت میخوردی تا افطار ... حسابی لاغر شدی. امسال هم گذشت...خدایا شکر  ...
10 مرداد 1393

مریضی باباجون

  قشنگم باباجون ازاول ماه رمضون مدام دل درد بود. بالاخره بعدازتحمل دردزیاد....رفتیم دکتر. سونوگزافی.آزمایش و... باباجون بایدعمل بشه... برای همه مریضهادعاکن ...
3 مرداد 1393

حاجیه خانم

عزیزم عمه فرزانه باعمو سعید ومادروبرادرشون به مکه مشرف شدند. خدا قسمت همه آرزومندان بکنه. عمه جون قبول باشه. ...
21 تير 1393

ثبت نام درمدرسه جدید

قشنگ من ازقبل تعطیلات دنبال مدرسه برای شما بودم. بالاخره دردبستان هوش برترثبت نام شدی. شما آزمونت روخیلی خوب دادی امیدوارم درتمام مراحل زندگی موفق باشی. معاون اونجا از زرنگی وسرعت شما تعجب کرده بود. فدای توبشم...       ...
21 تير 1393

مدرسه فوتبال

عزیز مامان شما امسال تابستان درکلاس فوتبال ثبت نام شدی. دوروز اول که باشماکارکردند شماروبه گروه 9-11 سال بردند. پسرم خیلی زرنگه امیدوارم همیشه موفق باشی. ...
21 تير 1393

پارک

پسر گلم بالاخره باباجون رو پیدا کردیم(سرکارنبود) باهم رفتیم پارک... خیلی خوش گذشت ...
25 خرداد 1393