امیر وماشینهای ۱۲۳
نازنین شماخیلی دوست داشتی تو ماشینها روببینی. بالاخره یک روز سوار شدی ... باکلی ادابازی ...
نویسنده :
مامان ناظره
21:55
امیرحسین در آرایشگاه
امیرم شمابامامان رفتی آرایشگاه وموهات روکوتاه کردی. خیلی راضی نبودی کلی غر زدی خلاصه موهات مرتب شد ...
نویسنده :
مامان ناظره
21:36
گلدون های امیر
نازنینم باهمدیگه رفتیم از دهکده ی گل شاندیز گلدون خریدیم اونها شدند مهمون خونه ی ما......
نویسنده :
مامان ناظره
21:23
تولد یک سالگی نازگل
تولد نازگل با تولد زن عمو وسالگرد ازدواجشون هم زمان درخونه ی جدید عمو برگزار شد... کوچولوی ناز تولدت مبارک ...
نویسنده :
مامان ناظره
21:21
امیر در عروسی
درمردادماه ما چندتا عروسی داشتیم. خیلی خوب بود. انشا...همه ی دختروپسرها خوشبخت شوند. ...
نویسنده :
مامان ناظره
21:03
سرزمین عجایب
عزیز دلم منو شما باهمدیگه تنهای تنها رفتیم سرزمین عجایب... خیلی خوش گذشت گرچه شما کلی غر زدی تا صورتت رونقاشی کنند ولی روز خوبی بود...
نویسنده :
مامان ناظره
20:59
همراهی امیر با مامان
یک شنبه ظهر ما با دوستای مامان رفتیم بیرون وباهم ناهار خوردیم. خیلی خوش گذشت ...
نویسنده :
مامان ناظره
9:14
نمایش خورشید خانم
عزیزدلم ما با رامبد ومامانش رفتیم نمایش خورشید خانم خیلی قشنگ بود ولی شما با رامبد دعواکردین وحسابی اعصاب منو خرد کردین... گرچه روز خوبی بود ولی شما آخرشب با رفتار زشتت اونو خراب کردی. خیلی دوستت دارم ...
نویسنده :
مامان ناظره
9:11












